آیین بزرگداشت شمس و مولانا با محوریت «سیری در جهان معنا» در دانشگاه تبریز برگزار شد
- شناسه خبر: 26461
- تاریخ و زمان ارسال: 14 مهر 1405 - 10:20
- نویسنده: bf_admin
تبریز- پایگاه خبری بامدادفردا- آیین بزرگداشت شمس و مولانا با محوریت «سیری در جهان معنا» با حضور استادان و علاقهمندان زبان و ادبیات فارسی در تالار خاقانی دانشگاه تبریز برگزار شد؛ آیینی که در آن، ابعاد مختلف شخصیت، اندیشه و پیوند فکری و معنوی شمس و مولانا مورد بررسی قرار گرفت.

به گزارش پایگاه خبری بامدادفردا، آیین بزرگداشت شمس و مولانا با محوریت «سیری در جهان معنا» با سخنرانی استاد حسین مهرنگ، استاد زبان و ادبیات فارسی، و دکتر باقر صدرینیا، عضو هیأت علمی گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تبریز، در تالار خاقانی این دانشگاه برگزار شد.
در این آیین، استاد حسین مهرنگ با اشاره به سابقه حضور و تدریس خود در دانشکده ادبیات دانشگاه تبریز، از خاطرات دوران تحصیل و آموختههای خود از استادان این دانشکده سخن گفت و اظهار کرد: من ورودی سال ۱۳۴۷ این دانشکده بودم و حدود ۵۳ سال در حوزه ادبیات فارسی تدریس کردهام. استاد مرتضوی از استادان من بودند و مولانا و شمس را در محضر ایشان آموختم و به همین دلیل، مولانا همواره در متن زندگی من حضور داشته و احترام ویژهای برای او قائل هستم.
وی با بیان اینکه انسان همواره در جستوجوی گمشدهای در جهان است، افزود: همه ما در این دنیا گمشدهای داریم و آن گمشده، «جهان معنا» است. همه انسانها تلاش میکنند گمشده خود را پیدا کنند؛ برخی میدانند گمشده خود را کجا باید جستوجو کنند و برخی نیز تا پایان راه موفق به یافتن آن نمیشوند.
استاد مهرنگ ادامه داد: شمس و مولانا از جمله انسانهای سعادتمندی بودند که یکدیگر را پیدا کردند و گمشده خود را در وجود دیگری یافتند. پیوند شمس و مولانا را نمیتوان صرفاً یک رابطه استاد و شاگردی دانست، بلکه این پیوند، در سطحی عمیقتر، به یک ارتباط معنوی و فکری کمنظیر تبدیل شد.
این استاد زبان و ادبیات فارسی با اشاره به اهمیت کتاب «فیه ما فیه» در شناخت شخصیت و اندیشه مولانا گفت: من سیمای واقعی مولانا را در «فیه ما فیه» بهتر دریافتم و یکی از جلوههای برجسته این اثر، ارتباط عمیق و ژرف آن با قرآن کریم است.
وی در ادامه با توصیف شمس بهعنوان «قلندری واقعی» اظهار کرد: شمس قلندر واقعی بود و از بیان دیدگاههای خود ابایی نداشت. شمس و مولانا گویی برای یکدیگر مبعوث شده بودند و نمیتوان این دو شخصیت را از یکدیگر جدا کرد.
استاد مهرنگ بر ضرورت توجه بیشتر به ادبیات در زندگی فردی و اجتماعی تأکید کرد و گفت: این آیین بهانهای شد تا در جمع دوستان و علاقهمندان، جان تازهای بگیریم. توصیه من این است که ادبیات را بخوانید و اگر روزی معلم و استاد شدید، به تدریس ادبیات صرفاً بهعنوان یک شغل نگاه نکنید.
وی افزود: بسیاری از گرفتاریها و پرسشهایی که امروز برای انسان مطرح است، پاسخهایی در آثار مولانا و شمس دارد و میتوان با رجوع به این آثار، بخشی از مسیر شناخت انسان و جهان معنا را پیدا کرد.
در ادامه این آیین، دکتر باقر صدرینیا، عضو هیأت علمی گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تبریز، به بررسی شخصیت و ویژگیهای فکری شمس و مولانا پرداخت و گفت: شمس درباره مولانا معتقد بود که او فردی بینظیر در جهان است.
وی افزود: مولانا در زمان خود به دانش و علوم روزگار خویش آگاهی داشت و شمس نیز شیفته شخصیت و جایگاه علمی و معنوی او بود؛ از همین رو، پیوند میان این دو شخصیت، یکی از مهمترین و اثرگذارترین رخدادهای تاریخ عرفان و ادبیات فارسی به شمار میرود.
دکتر صدرینیا با اشاره به چهره اسطورهای شمس در روایتهای تاریخی و ادبی، اظهار کرد: سیمای شمس در طول تاریخ تا حدودی اسطورهای شده است و با تأمل و دقت در منابع، کتابها و مقالات میتوان بخشی از این اسطورهپردازی را کنار زد و به واقعیت وجودی و شخصیت تاریخی شمس نزدیک شد.
عضو هیأت علمی دانشگاه تبریز در ادامه با تشریح برخی ویژگیهای شخصیتی شمس گفت: شمس فردی درونگرا و نهانکار بود و به آسانی نمیتوان به واقعیت وجودی او پی برد. او در بسیاری از مواقع، سیمای واقعی خود را از دیگران پنهان میکرد و هر جا که حضور مییافت، بخشی از وجود خود را در پس پرده نگه میداشت.
وی ادامه داد: شمس اهل طریقت و درویش بود و صراحت و بیپروایی او را میتوان در بسیاری از رفتارها و سخنانش مشاهده کرد. او از بیان دیدگاههای خود ابایی نداشت و در برابر بسیاری از جریانها و هنجارهای رایج، رویکردی متفاوت و انتقادی داشت.
دکتر صدرینیا، قلندر بودن را از دیگر ویژگیهای برجسته شمس دانست و گفت: شمس با جریانها و هنجارهای اجتماعی زمان خود آشنا بود، اما در برابر آنها نقادی بیملاحظه داشت. در اندیشه و رفتار او همچنین میتوان عشق و محبت عمیقی نسبت به انسانهای ناتوان، تحقیرشده و به حاشیه راندهشده مشاهده کرد.
وی افزود: شمس منتقد بیملاحظه مکاتب، اندیشهها و باورهای مختلف بود و همین نگاه متفاوت و آزاداندیشانه، یکی از عواملی بود که مولانا را شیفته او کرد. شمس و مولانا در حقیقت یکدیگر را در مسیر اندیشه و معنا کامل کردند و میتوان گفت این دو شخصیت برای یکدیگر خلق شده بودند.
این آیین در فضایی آمیخته با شعر، موسیقی و هنر برگزار شد و شعرخوانی از آثار مولانا، اجرای نوای دف و سنتور و خوشنویسی زنده ابیاتی از اشعار مولانا از دیگر بخشهای آن بود.
ارسال دیدگاه
نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد